اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Close v. t.

نزدیک

تعریف

A narrow passage leading from a street to a court, and the houses within.

معنی فارسی

یک گذرگاه باریک که از خیابان به دادگاه منتهی می شود و

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

We walked down the close to find a cafe.

ما از گذرگاه باریک به سمت کافه رفتیم.

توضیح

In this context, 'close' refers to a small street or passage.

دستور زبان

Used as a noun in this example.

توضیح

در اینجا، 'close' به یک خیابان یا گذرگاه کوچک اشاره دارد.

دستور زبان

در این مثال به عنوان اسم استفاده شده است.

2Literature & Fiction · medium

The story unfolded in a close filled with old houses.

داستان در یک گذرگاه باریک پر از خانه‌های قدیمی شکل گرفت.

توضیح

In literature, 'close' often sets an intimate or secluded scene.

دستور زبان

Again, this is a noun that indicates a specific location.

توضیح

در ادبیات، 'close' معمولاً فضایی صمیمی یا دور از دیگران را نشان می‌دهد.

دستور زبان

باز هم، این یک اسم است که یک مکان خاص را نشان می‌دهد.

3Sentence Construction · advanced

She lives in a close that few people know about.

او در یک گذرگاه باریک زندگی می‌کند که چند نفر درباره‌اش می‌دانند.

توضیح

'Close' can be combined with adjectives to describe its features.

دستور زبان

Nouns can be modified by adjectives for detailed descriptions.

توضیح

'Close' می‌تواند با صفت‌ها ترکیب شود تا ویژگی‌های آن را توصیف کند.

دستور زبان

اسم‌ها می‌توانند توسط صفت‌ها برای توصیف دقیق‌تر تعدیل شوند.

جستجوی واژه