اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Close v. t.

نزدیک

تعریف

The interest which one may have in a piece of ground, even though it is not inclosed.

معنی فارسی

علاقه ای که ممکن است در یک قطعه زمین داشته باشد ،

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

Please close the door before you leave.

لطفا در را پیش از رفتن ببندید.

توضیح

This sentence asks someone to shut the door, indicating a common action.

دستور زبان

The verb 'close' is used here in the imperative form.

توضیح

این جمله از کسی می‌خواهد که در را ببندد، که اشاره‌ای به یک عمل رایج است.

دستور زبان

فعل 'ببندید' در اینجا به حالت امری استفاده شده است.

2Literature & Fiction · medium

The story closed with a surprising twist that no one expected.

داستان با یک پیچش غیرقابل پیش‌بینی بسته شد.

توضیح

Here, 'closed' refers to the ending of a narrative or plot.

دستور زبان

The verb 'close' is used in the past tense to describe an action that has already occurred.

توضیح

در اینجا، 'بسته شد' به پایان یک روایت یا داستان اشاره می‌کند.

دستور زبان

فعل 'بسته شد' به زمان گذشته برای توصیف عملی که قبلاً اتفاق افتاده است، استفاده شده است.

3Sentence Construction · advanced

You should close the window after it rains.

شما باید پس از باران، پنجره را ببندید.

توضیح

This sentence illustrates the conditional use of 'close' in a suggestion.

دستور زبان

'Should' indicates necessity, while 'close' is in the base form.

توضیح

این جمله استفاده شرطی از 'ببندید' را در یک پیشنهاد نشان می‌دهد.

دستور زبان

'باید' نشان‌دهنده ضرورت است، در حالی که 'ببندید' در فرم پایه است.

جستجوی واژه