اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Close v. t.

نزدیک

تعریف

Shut fast; closed; tight; as, a close box.

معنی فارسی

سریع تعطیل شود

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

Please close the door when you leave.

لطفاً در را هنگام خروج ببندید.

توضیح

To shut something to prevent entry or exit.

دستور زبان

Used as a transitive verb, requiring an object.

توضیح

برای بستن چیزی به منظور جلوگیری از ورود یا خروج.

دستور زبان

به عنوان یک فعل متعدی استفاده می‌شود و نیاز به یک مفعول دارد.

2Literature & Fiction · medium

The story ended on a close note, leaving questions unanswered.

داستان با یک لحن نزدیک به پایان رسید و سوالاتی بی‌پاسخ گذاشت.

توضیح

Refers to the way a narrative or theme wraps up.

دستور زبان

Can be used as an adjective as well, describing proximity.

توضیح

به روشی اشاره دارد که یک روایت یا مضمون به پایان می‌رسد.

دستور زبان

همچنین به عنوان صفت برای توصیف نزدیکی نیز استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · medium

If you close your eyes, you can imagine a better place.

اگر چشمانت را ببندی، می‌توانی جای بهتری را تصور کنی.

توضیح

This construction uses 'close' to indicate an action of shutting.

دستور زبان

Often used in expressions involving senses or thoughts.

توضیح

این ساختار از 'بستن' برای نشان دادن عمل بستن استفاده می‌کند.

دستور زبان

اغلب در عبارات مربوط به حواس یا افکار استفاده می‌شود.

جستجوی واژه