اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Close v. t.

نزدیک

تعریف

Narrow; confined; as, a close alley; close quarters.

معنی فارسی

باریک

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The street was too close for two cars to pass.

خیابان برای عبور دو خودرو خیلی باریک بود.

توضیح

Here, 'close' means that the street is narrow.

دستور زبان

Used to describe spaces that are not wide.

توضیح

در اینجا، 'باریک' به معنای این است که خیابان تنگ است.

دستور زبان

برای توصیف فضاهایی که عریض نیستند، استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

In the story, they found themselves in a close situation, surrounded by danger.

در داستان، آن‌ها خود را در موقعیتی باریک و احاطه‌شده با خطر یافتند.

توضیح

Here, 'close' means being in a confined or restricted situation.

دستور زبان

Often used in narrative to create tension.

توضیح

در اینجا، 'باریک' به معنای بودن در یک موقعیت محدود یا تنگ است.

دستور زبان

اغلب در داستان‌گویی برای ایجاد تنش استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · easy

Make sure to close the door quietly after entering.

بعد از ورود، مطمئن شوید که در را آرام ببندید.

توضیح

In this sentence, 'close' refers to shutting something.

دستور زبان

Can also function as a command.

توضیح

در این جمله، 'ببندید' به معنای محکم کردن چیزی است.

دستور زبان

می‌تواند به عنوان یک دستور نیز عمل کند.

جستجوی واژه