اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Close v. t.

نزدیک

تعریف

Oppressive; without motion or ventilation; causing a feeling of lassitude; -- said of the air, weather, etc.

معنی فارسی

مظلوم ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

Please close the window; it's too hot in here.

لطفاً پنجره را ببندید؛ در اینجا خیلی گرم است.

توضیح

In this sentence, 'close' means to shut something, like a window, to make the air cooler.

دستور زبان

'Close' is a transitive verb, meaning it takes a direct object.

توضیح

در این جمله، 'بستن' به معنی shutting چیزی مانند پنجره است تا هوا خنک‌تر شود.

دستور زبان

'بستن' یک فعل ترازی است، یعنی نیاز به یک مفعول مستقیم دارد.

2Literature & Fiction · medium

The story took a close look at human emotions.

داستان به دقت به احساسات انسانی پرداخته است.

توضیح

Here, 'close' means detailed or thorough, examining something deeply.

دستور زبان

Used in this context, 'close' functions as an adjective, describing the degree of examination.

توضیح

اینجا، 'close' به معنی دقیق یا جامع است که چیزی را به‌دقت بررسی می‌کند.

دستور زبان

در این زمینه، 'close' به عنوان صفت استفاده می‌شود که درجه بررسی را توصیف می‌کند.

3Sentence Construction · medium

Make sure to close your arguments with clear evidence.

مطمئن شوید که استدلال‌های خود را با شواهد واضح ببندید.

توضیح

In this context, 'close' refers to finishing or completing something, like an argument.

دستور زبان

Here, 'close' acts as a verb indicating the action of concluding.

توضیح

در این زمینه، 'بستن' به معنی تمام کردن یا کامل کردن چیزی مانند یک استدلال است.

دستور زبان

اینجا، 'بستن' به عنوان یک فعل نشان‌دهنده عمل نتیجه‌گیری است.

جستجوی واژه