اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Close v. t.

نزدیک

تعریف

Out of the way observation; secluded; secret; hidden.

معنی فارسی

خارج از راه مشاهده ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

Please close the door behind you.

لطفا در را پشت سر خود ببندید.

توضیح

In this sentence, 'close' means to shut something tightly.

دستور زبان

It is a transitive verb, requiring a direct object.

توضیح

در این جمله، 'بستن' به معنی محکم کردن چیزی است.

دستور زبان

این یک فعل متعدی است که نیاز به یک مفعول مستقیم دارد.

2Literature & Fiction · medium

The secret garden was closed off from the world.

باغ مخفی از جهان جدا شده بود.

توضیح

Here, 'closed' suggests that the garden is secluded and hidden away.

دستور زبان

Often used in passive forms to indicate a state.

توضیح

در اینجا، 'بسته' به این معنی است که باغ دور افتاده و پنهان است.

دستور زبان

اغلب در اشکال مجهول برای نشان دادن یک حالت استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · advanced

She couldn't close the gap between them.

او نتوانست فاصله بین آنها را پر کند.

توضیح

In this context, 'close' means to reduce or eliminate a distance or difference.

دستور زبان

Can be used with idiomatic expressions.

توضیح

در این زمینه، 'بستن' به معنی کاهش یا حذف یک فاصله یا تفاوت است.

دستور زبان

می‌تواند با عبارات اصطلاحی استفاده شود.

جستجوی واژه