1Daily Usage · easy
He spoke to her close, so no one else could hear.
او با او مخفیانه صحبت کرد تا کسی نشنود.
Explanation
In this context, 'close' means he was speaking quietly and privately.
Grammar
Used as an adverb to describe a manner of speaking.
توضیح
در اینجا، 'مخفیانه' به این معناست که او به آرامی و به طور خصوصی صحبت میکرد.
دستور زبان
به عنوان قید برای توصیف نحوه صحبت کردن استفاده میشود.
2Literature & Fiction · medium
The secret was kept close within the family.
راز درون خانواده مخفیانه نگهداشته شد.
Explanation
'Close' implies that the secret was not shared outside of the family.
Grammar
Adverb that indicates secrecy and privacy.
توضیح
'مخفیانه' به این معناست که راز از خارج خانواده به اشتراک گذاشته نشد.
دستور زبان
قیدی که نشاندهنده راز و حریم خصوصی است.
3Sentence Construction · advanced
She hid the letter close until she was ready to reveal it.
او نامه را مخفیانه نگهداشت تا وقتی که آماده افشای آن بود.
Explanation
'Close' shows that she kept the letter secretive for a while.
Grammar
Used to indicate a careful or secretive action.
توضیح
'مخفیانه' نشاندهنده این است که او نامه را برای مدتی مخفی نگهداشته بود.
دستور زبان
برای نشان دادن عملی محتاطانه یا مخفی استفاده میشود.