1Daily Usage · easy
I prefer close-bodied shirts for a neat look.
من پیراهنهای مناسب بدن را برای ظاهری مرتب ترجیح میدهم.
Explicación
This means the shirts fit snugly to the body, giving a tidy appearance.
Gramática
Used as an adjective to describe how tightly clothing fits.
توضیح
این بدان معناست که پیراهنها به بدن چسبیدهاند و ظاهری آراسته ایجاد میکنند.
دستور زبان
به عنوان صفت برای توصیف چگونگی چسبندگی لباسها استفاده میشود.
2Literature & Fiction · medium
The character wore a close-bodied dress that accentuated her figure.
شخصیت داستان لباس مناسبی به تن داشت که اندام او را برجسته میکرد.
Explicación
This describes a dress that fits well, highlighting the person's shape.
Gramática
Describes a type of garment that conforms to the body's shape.
توضیح
این توصیفی از لباسی است که به خوبی فیت شده و شکل بدن فرد را نشان میدهد.
دستور زبان
نوعی لباس را توصیف میکند که با شکل بدن هماهنگ است.
3Sentence Construction · medium
She adjusted her close-bodied outfit before the presentation.
او قبل از ارائه لباس مناسب بدنش را تنظیم کرد.
Explicación
This implies she made sure her fitted clothing was properly arranged.
Gramática
Can be used in various tenses; here it's in the past tense.
توضیح
این بدان معناست که او مطمئن شد که لباس چسبیدهاش به درستی مرتب شده است.
دستور زبان
در زمانهای مختلف قابل استفاده است؛ در اینجا در زمان گذشته است.