1Daily Usage · easy
He was close-tongued about his plans for the weekend.
او درباره برنامههایش برای آخر هفته زبانش را بسته بود.
Explicación
Close-tongued means not sharing information; being secretive.
Gramática
Adjective form used to describe a person's silence.
توضیح
Close-tongued یعنی اطلاعات را به اشتراک نگذاشتن؛ رازدار بودن.
دستور زبان
صفتی که برای توصیف سکوت یک فرد استفاده میشود.
2Literature & Fiction · medium
The protagonist remained close-tongued, revealing nothing of his true feelings.
شخصیت اصلی زبانش را بسته بود و هیچ چیزی از احساسات واقعیاش را فاش نکرد.
Explicación
In literature, a close-tongued character adds mystery to the plot.
Gramática
Often used in narrative text to describe character traits.
توضیح
در ادبیات، یک شخصیت نزدیک به زبان باعث افزایش اسرار در داستان میشود.
دستور زبان
اغلب در متنهای داستانی برای توصیف ویژگیهای شخصیتی استفاده میشود.
3Sentence Construction · medium
If you feel close-tongued, it might be good to find a friend to talk to.
اگر احساس میکنید زبانتان بسته است، ممکن است خوب باشد که یک دوست پیدا کنید تا با او صحبت کنید.
Explicación
This sentence shows that feeling close-tongued can be a sign to seek support.
Gramática
Can be used in conditional sentences to express state of being.
توضیح
این جمله نشان میدهد که احساس نزدیک به زبان یک نشانه برای درخواست حمایت است.
دستور زبان
میتواند در جملات شرطی برای ابراز حالت استفاده شود.