1Daily Usage · easy
He took his dog as a companion on the walk.
او سگش را به عنوان همسفر در پیادهروی برد.
توضیح
A companion is someone or something that you spend time with.
دستور زبان
Noun - often refers to a friend or pet.
توضیح
همراه کسی یا چیزی است که با آن وقت میگذرانید.
دستور زبان
اسم - معمولاً به دوست یا حیوان خانگی اشاره دارد.
2Literature & Fiction · medium
In the story, the knight had a loyal companion by his side.
در داستان، شوالیه یک همراه وفادار در کنارش داشت.
توضیح
In literature, a companion can also refer to characters supporting the main character.
دستور زبان
Noun - often used in narrative contexts.
توضیح
در ادبیات، همراه میتواند به شخصیتهایی که از شخصیت اصلی حمایت میکنند، اشاره داشته باشد.
دستور زبان
اسم - معمولاً در متنهای روایی به کار میرود.
3Sentence Construction · advanced
The knight was honored as a companion of the realm.
شوالیه به عنوان همراه قلمرو مورد تقدیر قرار گرفت.
توضیح
This sentence shows how 'companion' can indicate a title or rank.
دستور زبان
Noun - frequently used in formal contexts.
توضیح
این جمله نشان میدهد که 'همراه' میتواند به عنوان یک عنوان یا رتبه نشان داده شود.
دستور زبان
اسم - اغلب در زمینههای رسمی به کار میرود.