1Daily Usage · easy
I brought my dog along as my companion for the walk.
من سگم را به عنوان همراه خود برای پیادهروی آوردم.
توضیح
Here, 'companion' means a friend or pet that keeps you company.
دستور زبان
Used as a noun, often denotes someone or something that accompanies.
توضیح
در اینجا، 'همراه' به معنای دوستی یا حیوان خانگی است که با شما میباشد.
دستور زبان
به عنوان اسم استفاده میشود و معمولاً به کسی یا چیزی اشاره دارد که همراه است.
2Literature & Fiction · medium
In the story, the protagonist's companion was his loyal dog.
در داستان، همراه قهرمان داستان، سگ وفادارش بود.
توضیح
In literature, 'companion' often signifies someone who shares adventures or experiences.
دستور زبان
Typically used to develop character relationships in narratives.
توضیح
در ادبیات، 'همراه' معمولاً به کسی اشاره میکند که ماجراجویی یا تجربیات را به اشتراک میگذارد.
دستور زبان
به طور معمول برای توسعه روابط شخصیتی در داستانها استفاده میشود.
3Sentence Construction · medium
She considered her cat to be her closest companion.
او گربهاش را نزدیکترین همراه خود میدانست.
توضیح
This sentence shows how 'companion' can express a personal bond.
دستور زبان
Can be used in various contexts to imply companionship.
توضیح
این جمله نشان میدهد که 'همراه' چگونه میتواند یک پیوند شخصی را بیان کند.
دستور زبان
میتواند در زمینههای مختلف برای بیان همراهی استفاده شود.