اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Companionable a.

همراه

تعریف

Fitted to be a companion; fit for good fellowship; agreeable; sociable.

معنی فارسی

متناسب با همراهی ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

She is very companionable and always enjoys having friends over.

او بسیار اجتماعی است و همیشه از دعوت دوستان به خانه لذت می‌برد.

توضیح

Companionable describes someone who is friendly and enjoys spending time with others.

دستور زبان

It is an adjective used to describe a person's sociability.

توضیح

متناسب با همراهی به افرادی گفته می‌شود که دوستانه هستند و از گذراندن وقت با دیگران لذت می‌برند.

دستور زبان

این یک صفت است که برای توصیف اجتماعی بودن یک فرد به کار می‌رود.

2Literature & Fiction · medium

The protagonist finds a companionable spirit in the old woman next door.

شخصیت اصلی در زن سالخورده‌ی همسایه کوششی برای یافتن همراهی پیدا می‌کند.

توضیح

In literature, companionable can describe characters who easily connect with one another.

دستور زبان

Often used to describe relationships between characters.

توضیح

در ادبیات، متناسب با همراهی می‌تواند شخصیت‌هایی را توصیف کند که به آسانی با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

دستور زبان

اغلب برای توصیف روابط بین شخصیت‌ها به کار می‌رود.

3Sentence Construction · medium

Find a companionable partner to share your adventures.

یک شریک مناسب برای همراهی در ماجراجویی‌هایتان پیدا کنید.

توضیح

The sentence suggests looking for someone who is friendly and enjoyable to be with.

دستور زبان

Adjectives like companionable can modify nouns to enhance descriptions.

توضیح

این جمله پیشنهاد می‌کند که به دنبال کسی باشید که دوستانه و خوشایند است.

دستور زبان

صفت‌هایی مانند متناسب با همراهی می‌توانند اسامی را برای بهبود توصیف‌ها توصیف کنند.

جستجوی واژه