اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Corporeality n.

بدنه بودن

تعریف

The state of being corporeal; corporeal existence.

معنی فارسی

وضعیت بدنی بودن ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

Her corporeality was evident as she walked confidently.

وجود بدنی او وقتی به طور مطمئن قدم می‌زد، مشهود بود.

توضیح

This sentence shows how corporeality can refer to someone's physical presence.

دستور زبان

Use 'corporeality' to refer to the quality of being physical.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که وضعیت بدنی می‌تواند به حضور فیزیکی یک نفر اشاره کند.

دستور زبان

از 'وجود بدنی' برای اشاره به کیفیت فیزیکی بودن استفاده کنید.

2Literature & Fiction · medium

The novel explores the theme of corporeality through its vivid descriptions.

رمان از طریق توصیف‌های زنده‌اش، موضوع وجود بدنی را بررسی می‌کند.

توضیح

In literature, corporeality can symbolize deeper themes about existence.

دستور زبان

Typically used in more formal or academic discussions.

توضیح

در ادبیات، وجود بدنی می‌تواند نماد موضوعات عمیق‌تری در مورد وجود باشد.

دستور زبان

معمولاً در بحث‌های رسمی یا علمی استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · advanced

To understand corporeality, one must consider both the mind and body.

برای درک وجود بدنی، باید هم ذهن و هم بدن را مد نظر قرار داد.

توضیح

This sentence structure emphasizes the connection between physical existence and mental state.

دستور زبان

When constructing sentences, 'corporeality' often pairs with concepts of mind or spirit.

توضیح

این ساختار جمله رابطه بین وجود فیزیکی و حالت ذهنی را تأکید می‌کند.

دستور زبان

هنگام ساخت جملات، 'وجود بدنی' معمولاً با مفاهیم ذهن یا روح ترکیب می‌شود.

جستجوی واژه