اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Creating p. pr. & vb. n.

ایجاد شده

تعریف

of Create

معنی فارسی

از ایجاد

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

I am creating a new playlist for my favorite songs.

من در حال ایجاد یک لیست پخش جدید برای آهنگ های مورد علاقه ام هستم.

توضیح

This sentence shows how someone is making a collection of songs.

دستور زبان

The word 'creating' is used to describe an action happening right now.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که چگونه کسی در حال جمع آوری مجموعه‌ای از آهنگ ها است.

دستور زبان

کلمه 'ایجاد' برای توصیف عملی استفاده می‌شود که در حال حاضر در حال انجام است.

2Literature & Fiction · medium

In her novel, she is creating a vivid world filled with magic.

در رمان او، او یک دنیای زنده پر از جادو ایجاد می‌کند.

توضیح

Here, the word is used to describe the imaginative process of building a fictional setting.

دستور زبان

Creating in this context emphasizes the creative aspect of writing.

توضیح

در اینجا، کلمه برای توصیف روند خلاقانه ساخت یک محیط داستانی استفاده می‌شود.

دستور زبان

ایجاد در این زمینه بر جنبه خلاقانه نوشتن تأکید می‌کند.

3Sentence Construction · medium

Creating effective sentences requires practice.

ایجاد جملات موثر نیاز به تمرین دارد.

توضیح

The sentence indicates that one needs to work on sentence formation to improve their skills.

دستور زبان

Here, 'creating' acts as a noun referring to the act of forming sentences.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که برای بهبود مهارت‌ها، باید روی ساخت جملات کار کرد.

دستور زبان

اینجا، 'ایجاد' به عنوان یک اسم به عمل ساخت جملات اشاره دارد.

جستجوی واژه