1Daily Usage · easy
She prefers alimentary foods that are rich in nutrients.
او غذاهای سیر کنندهای را ترجیح میدهد که سرشار از مواد مغذی هستند.
Explicación
This sentence shows how 'alimentary' relates to nutritious foods.
Gramática
Adjective used to describe food related to nutrition.
توضیح
این جمله نشان میدهد که "مربوط به غذا" به غذاهای مغذی اشاره دارد.
دستور زبان
صفتی که برای توصیف غذاهای مرتبط با تغذیه به کار میرود.
2Literature & Fiction · medium
The alimentary nature of the protagonist's choices shaped the plot significantly.
ماهیت غذایی انتخابهای شخصیت اصلی به طور قابل توجهی داستان را شکل داد.
Explicación
Here, 'alimentary' describes the impact of food-related choices in a story.
Gramática
Adjective that adds depth to character decisions in literature.
توضیح
در اینجا، "مربوط به غذا" به تأثیر انتخابهای مرتبط با غذا در داستان اشاره دارد.
دستور زبان
صفتی که به تصمیمات عمیق شخصیتها در ادبیات میافزاید.
3Sentence Construction · medium
Alimentary habits can significantly affect one's health.
عادات غذایی میتوانند به طور قابل توجهی بر سلامت یک نفر تأثیر بگذارند.
Explicación
This sentence illustrates how 'alimentary' relates to eating habits and health.
Gramática
Used in a structure that connects habits with their effects.
توضیح
این جمله نشان میدهد که "مربوط به غذا" به عادات غذایی و سلامتی اشاره دارد.
دستور زبان
در ساختاری استفاده میشود که عادات را با اثرات آنها مرتبط میکند.