اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Directly adv.

مستقیما

تعریف

In a straightforward way; without anything intervening; not by secondary, but by direct, means.

معنی فارسی

به روشی ساده ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

Please talk to me directly about your concerns.

لطفاً به طور مستقیم درباره نگرانی‌هایت با من صحبت کن.

توضیح

This means to speak openly and honestly, without any intermediaries.

دستور زبان

Used to indicate a manner of communication.

توضیح

این به معنای صحبت کردن به طور باز و صادقانه، بدون هیچ واسطه‌ای است.

دستور زبان

برای نشان دادن نحوه برقراری ارتباط استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The author speaks directly to the reader about the themes of the story.

نویسنده به طور مستقیم با خواننده درباره مضامین داستان صحبت می‌کند.

توضیح

Here, it means the author communicates without distractions.

دستور زبان

Often found in narrative to engage the audience.

توضیح

در اینجا، به این معنی است که نویسنده بدون حواس‌پرتی‌ها ارتباط برقرار می‌کند.

دستور زبان

در روایت معمولاً برای درگیر کردن خواننده یافت می‌شود.

3Sentence Construction · medium

You must directly follow the instructions to complete the task.

شما باید به طور مستقیم از دستورات پیروی کنید تا کار را به پایان برسانید.

توضیح

It emphasizes following the instructions without deviation.

دستور زبان

Indicates the manner of following something.

توضیح

این تأکید می‌کند بر پیروی از دستورات بدون انحراف.

دستور زبان

نشان‌دهنده نحوه پیروی از چیزی است.

جستجوی واژه