اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Directly adv.

مستقیما

تعریف

Without circumlocution or ambiguity; absolutely; in express terms.

معنی فارسی

بدون دور شدن یا ابهام ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

Please speak directly to me if you have a question.

لطفاً اگر سوالی دارید مستقیماً با من صحبت کنید.

توضیح

This means you should talk to me without any hesitation.

دستور زبان

Directly is an adverb, used to describe how an action is performed.

توضیح

این به این معنی است که شما باید بدون هیچ گونه تردیدی با من صحبت کنید.

دستور زبان

مستقیمًا یک قید است که برای توصیف شیوه انجام یک عمل استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The story unfolded directly before our eyes.

داستان درست در برابر چشمان ما شکل گرفت.

توضیح

This indicates that the events happened clearly and without ambiguity.

دستور زبان

As an adverb, 'directly' modifies the verb 'unfolded'.

توضیح

این نشان می‌دهد که رویدادها به وضوح و بدون ابهام رخ دادند.

دستور زبان

به عنوان یک قید، 'مستقیماً' فعل 'شکل گرفت' را اصلاح می‌کند.

3Sentence Construction · medium

You should directly address the issues at the meeting.

شما باید مسائل را در جلسه به صورت مستقیم مطرح کنید.

توضیح

This means to confront the issues openly and clearly.

دستور زبان

'Directly' often indicates a straightforward approach in sentence construction.

توضیح

این به این معنی است که باید مسائل را به صورت صریح و واضح مطرح کنید.

دستور زبان

'مستقیمًا' معمولاً یک رویکرد مستقیم را در ساخت جملات نشان می‌دهد.

جستجوی واژه