1Daily Usage · easy
She told me directly what she thought.
او مستقیماً به من گفت چه فکری میکند.
توضیح
This means she was clear and honest about her feelings.
دستور زبان
Used to indicate a straightforward manner without detours.
توضیح
این یعنی او درباره احساساتش شفاف و صادق بود.
دستور زبان
برای نشان دادن یک روش صریح بدون انحراف استفاده میشود.
2Literature & Fiction · medium
The author speaks directly to the reader in this chapter.
نویسنده در این فصل مستقیماً با خواننده صحبت میکند.
توضیح
This suggests a personal connection or engagement with the reader.
دستور زبان
Often used in narrative style to emphasize intimacy.
توضیح
این نشاندهنده یک ارتباط یا درگیری شخصی با خواننده است.
دستور زبان
معمولاً در سبک روایت برای تأکید بر نزدیکی استفاده میشود.
3Sentence Construction · medium
You should address the issue directly in your report.
شما باید این مسئله را مستقیماً در گزارشتان مطرح کنید.
توضیح
This means to speak about the issue without avoiding it.
دستور زبان
Can be used to give instructions or advice.
توضیح
این یعنی درباره مسئله بدون فرار کردن صحبت کنید.
دستور زبان
میتواند برای دادن دستورالعمل یا مشاوره استفاده شود.