اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Directly adv.

مستقیما

تعریف

Immediately after; as soon as.

معنی فارسی

بلافاصله پس از

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

I will call you directly after the meeting.

من بلافاصله پس از جلسه به تو زنگ می‌زنم.

توضیح

This means I will call you immediately following the meeting.

دستور زبان

Used to indicate something happens without delay.

توضیح

این به این معنی است که من بلافاصله پس از جلسه به تو زنگ می‌زنم.

دستور زبان

برای نشان دادن اینکه چیزی بدون تأخیر رخ می‌دهد، استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The hero moved directly toward the enemy's stronghold.

قهرمان مستقیماً به سمت دژ دشمن حرکت کرد.

توضیح

This indicates the hero is taking a straightforward path to the enemy's location.

دستور زبان

Can also imply a sense of urgency or boldness.

توضیح

این نشان می‌دهد که قهرمان به روشی مستقیم به سمت محل دشمن می‌رود.

دستور زبان

همچنین می‌تواند حس ضرورت یا جسارت را نشان دهد.

3Sentence Construction · medium

You must address the issue directly, without hesitation.

تو باید مسئله را بلافاصله و بدون تردید مطرح کنی.

توضیح

This encourages someone to tackle the problem head-on without delay.

دستور زبان

Used to create emphasis on immediacy and clarity.

توضیح

این کسی را تشویق می‌کند که بدون تأخیر به مسئله بپردازد.

دستور زبان

برای ایجاد تأکید بر فوری بودن و وضوح استفاده می‌شود.

جستجوی واژه