اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Faster n.

سریعتر

تعریف

One who abstains from food.

معنی فارسی

کسی که از غذا خودداری می کند.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

She is a faster during Ramadan.

او در ماه رمضان، روزه‌دار است.

توضیح

This means she abstains from food during the day.

دستور زبان

The word 'faster' is derived from the verb 'to fast'.

توضیح

این به معنی آن است که او در طول روز از غذا خودداری می‌کند.

دستور زبان

واژه 'روزه‌دار' از فعل 'روزه گرفتن' مشتق شده است.

2Literature & Fiction · medium

In the novel, the faster struggled with temptation.

در رمان، روزه‌دار با وسوسه‌ها دست و پنجه نرم می‌کند.

توضیح

This highlights the inner conflict faced by someone who is fasting.

دستور زبان

Used in a descriptive context in literature.

توضیح

این به تضاد درونی کسی که روزه می‌گیرد اشاره می‌کند.

دستور زبان

در یک زمینه توصیفی در ادبیات استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · medium

If you are a faster, you need to plan your meals carefully.

اگر شما روزه‌دار هستید، باید وعده‌های غذایی‌تان را به دقت برنامه‌ریزی کنید.

توضیح

This sentence suggests the importance of planning while fasting.

دستور زبان

Focus on using the noun form correctly in sentences.

توضیح

این جمله اهمیت برنامه‌ریزی در حین روزه‌داری را نشان می‌دهد.

دستور زبان

متمرکز بر استفاده صحیح از شکل اسم در جملات.

جستجوی واژه