اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

File n.

پرونده

تعریف

The line, wire, or other contrivance, by which papers are put and kept in order.

معنی فارسی

خط ، سیم یا سایر موارد متناوب ، که توسط آنها مقالات قرار داده شده است

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

I need to organize the files on my desk.

من نیاز دارم که فایل‌های روی میزم را مرتب کنم.

توضیح

In this sentence, 'files' refers to documents or papers that need to be arranged.

دستور زبان

The word 'file' is a noun and can be used in both singular and plural forms.

توضیح

در این جمله، 'فایل‌ها' به اسناد یا مقالاتی اشاره دارد که باید مرتب شوند.

دستور زبان

کلمه 'فایل' یک اسم است و می‌تواند به حالت مفرد و جمع استفاده شود.

2Literature & Fiction · medium

The detective kept the important file hidden away.

بازپرس فایل مهم را پنهان کرده بود.

توضیح

Here, 'file' is used to describe a collection of important information.

دستور زبان

In literature, 'file' can refer to more than just physical papers—it can symbolize knowledge or secrets.

توضیح

در اینجا، 'فایل' برای توصیف مجموعه‌ای از اطلاعات مهم به کار رفته است.

دستور زبان

در ادبیات، 'فایل' می‌تواند به فراتر از اسناد فیزیکی اشاره کند - می‌تواند نماد دانش یا رازها باشد.

3Sentence Construction · medium

You can create a file for your project to keep everything together.

شما می‌توانید یک فایل برای پروژه‌تان ایجاد کنید تا همه چیز را در کنار هم نگه دارید.

توضیح

This sentence suggests organizing project materials in one place, using a 'file' as a method.

دستور زبان

The phrase 'create a file' indicates the action of making an organized collection.

توضیح

این جمله پیشنهاد می‌دهد که مواد پروژه را در یک مکان منظم کنید و از 'فایل' به عنوان روشی استفاده کنید.

دستور زبان

عبارت 'ایجاد یک فایل' نشان‌دهنده عمل ایجاد یک مجموعه سازمان‌یافته است.

جستجوی واژه