اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

File v. t.

پرونده

تعریف

To bring before a court or legislative body by presenting proper papers in a regular way; as, to file a petition or bill.

معنی فارسی

با ارائه به دادگاه یا نهاد قانونگذاری بیاورید

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

I need to file this report by tomorrow.

من باید این گزارش را تا فردا ارائه دهم.

توضیح

To file means to submit a document or report officially.

دستور زبان

The verb 'file' is often followed by an object, typically a noun.

توضیح

عبارت 'file' به معنای ارائه یک سند یا گزارش به صورت رسمی است.

دستور زبان

فعل 'file' معمولاً به دنبال یک مفعول، اغلب یک اسم می‌آید.

2Literature & Fiction · medium

In the story, she decided to file her complaints after enduring years of injustice.

در داستان، او تصمیم گرفت که شکایاتش را بعد از تحمل سال‌ها بی‌عدالتی ارائه دهد.

توضیح

In literature, 'to file' often relates to presenting grievances formally.

دستور زبان

This usage can indicate a formal action to seek justice.

توضیح

در ادبیات، 'file' معمولاً به ارائه شکایات به صورت رسمی اشاره دارد.

دستور زبان

این کاربرد می‌تواند به یک اقدام رسمی برای دستیابی به عدالت اشاره کند.

3Sentence Construction · easy

Make sure to file your taxes before the deadline.

مطمئن شوید که مالیات‌های خود را قبل از مهلت ارائه دهید.

توضیح

The phrase illustrates using 'file' in a procedural context.

دستور زبان

It is essential to include specific information when using 'file'.

توضیح

این عبارت استفاده از 'file' را در یک زمینه پروسه‌ای نمایش می‌دهد.

دستور زبان

ضروری است که اطلاعات خاصی را هنگام استفاده از 'file' شامل کنیم.

جستجوی واژه