1Daily Usage · easy
I need to file my nails before the party.
باید ناخنهایم را قبل از مهمانی صاف کنم.
توضیح
In this context, 'file' means to smooth or shape the nails.
دستور زبان
'File' is a transitive verb, which means it requires a direct object.
توضیح
در اینجا، 'صاف کردن' به معنی صیقل دادن یا شکل دادن به ناخنهاست.
دستور زبان
'صاف کردن' یک فعل گذرا است که به یک مفعول مستقیم نیاز دارد.
2Literature & Fiction · medium
He decided to file down the edges of the paper.
او تصمیم گرفت لبههای کاغذ را صاف کند.
توضیح
Here, 'file down' suggests reducing sharp edges for safety or neatness.
دستور زبان
'File down' is a phrasal verb that indicates performing the action gradually.
توضیح
در اینجا، 'صاف کردن' به معنی کاهش لبههای تیز برای ایمنی یا زیبایی است.
دستور زبان
'صاف کردن' یک فعل چندکلمهای است که نشاندهنده انجام عمل به تدریج میباشد.
3Sentence Construction · advanced
She learned how to file the metal to create a smoother finish.
او یاد گرفت چگونه فلز را صاف کند تا سطحی نرمتر ایجاد کند.
توضیح
In this sentence, 'file' means to use a tool to make the surface of metal smoother.
دستور زبان
When using 'file', remember to include the object being smoothed.
توضیح
در این جمله، 'صاف کردن' به معنی استفاده از یک ابزار برای نرمتر کردن سطح فلز است.
دستور زبان
هنگام استفاده از 'صاف کردن' به یاد داشته باشید که مفعولی که صیقل میشود را ذکر کنید.