1Daily Usage · easy
I need to start a fire to cook dinner.
باید آتش را برای درست کردن شام روشن کنم.
توضیح
In this sentence, 'fire' refers to the flames used for cooking.
دستور زبان
Used as a noun meaning flames or light from burning.
توضیح
در این جمله، 'آتش' به شعلههای مورد استفاده برای پخت و پز اشاره دارد.
دستور زبان
به عنوان یک اسم به معنای شعله یا نوری از سوختن استفاده میشود.
2Literature & Fiction · medium
The fire in the camp illuminated their faces.
آتش در اردوگاه چهرههای آنها را روشن کرد.
توضیح
Here, 'fire' creates a vivid image in a story, showing how it lights up people.
دستور زبان
Often used in a metaphorical sense in literature.
توضیح
در اینجا، 'آتش' تصویری زنده در یک داستان میسازد و نحوه روشن شدن افراد را نشان میدهد.
دستور زبان
عموماً در ادبیات به صورت استعارهای استفاده میشود.
3Sentence Construction · medium
She watched the fire dance in the fireplace.
او به آتش در بخاری خیره شد.
توضیح
This sentence illustrates how to describe an action involving fire.
دستور زبان
Can be the subject or object in a sentence.
توضیح
این جمله نشان میدهد که چگونه میتوان عمل مرتبط با آتش را توصیف کرد.
دستور زبان
میتواند فاعل یا مفعول در یک جمله باشد.