اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Fire n.

آتش

تعریف

Torture by burning; severe trial or affliction.

معنی فارسی

شکنجه با سوزاندن ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

We sat by the fire to keep warm.

ما کنار آتش نشسته بودیم تا گرم بمانیم.

توضیح

In this context, 'fire' refers to the flames we use for warmth.

دستور زبان

The word is a noun and can be used to describe a physical flame.

توضیح

در این زمینه، 'آتش' به شعله‌هایی اشاره دارد که برای گرما استفاده می‌کنیم.

دستور زبان

این کلمه اسم است و می‌تواند برای توصیف شعله فیزیکی استفاده شود.

2Literature & Fiction · medium

The hero faced the fire of his trials with courage.

قهرمان با شجاعت با آتش سختی‌هایش روبرو شد.

توضیح

Here, 'fire' symbolizes the challenges and difficulties one must endure.

دستور زبان

In this sentence, 'fire' is used metaphorically.

توضیح

در اینجا، 'آتش' نماد چالش‌ها و سختی‌هایی است که باید تحمل کرد.

دستور زبان

در این جمله، 'آتش' به طور مجازی استفاده شده است.

3Sentence Construction · advanced

If you play with fire, you might get burned.

اگر با آتش بازی کنی، ممکن است بسوزی.

توضیح

This phrase warns that taking risks can lead to negative consequences.

دستور زبان

The phrase uses 'fire' in an idiomatic expression.

توضیح

این عبارت هشدار می‌دهد که ریسک کردن ممکن است به عواقب منفی منجر شود.

دستور زبان

این عبارت از 'آتش' در یک اصطلاح استفاده می‌کند.

جستجوی واژه