اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Fired imp. & p. p.

اخراج شده

تعریف

of Fire

معنی فارسی

آتش سوزی

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The house was fired last night.

خانه شب گذشته آتش گرفت.

توضیح

In this sentence, 'fired' means that the house caught fire.

دستور زبان

Used in the past tense to indicate something has happened.

توضیح

در این جمله، 'آتش سوزی' به معنای این است که خانه به آتش افتاده است.

دستور زبان

در زمان گذشته برای نشان دادن وقوع یک اتفاق استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The village was described as having been fired by an unseen enemy.

روستا به‌عنوان جایی توصیف شده است که توسط دشمنی ناشناس آتش گرفته‌ بود.

توضیح

Here, 'fired' suggests destruction caused by fire, often used in storytelling.

دستور زبان

Often used in literature to evoke emotions or set a scene.

توضیح

در اینجا، 'آتش سوزی' به معنای تخریبی است که توسط آتش ایجاد شده و معمولاً در داستان‌ها به کار می‌رود.

دستور زبان

معمولاً در ادبیات برای ایجاد احساس یا تنظیم صحنه استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · advanced

If the logs are fired too long, they will turn to ash.

اگر چوب‌ها بیش از حد آتش بزنند، به خاکستر تبدیل خواهند شد.

توضیح

This sentence shows the consequences of keeping a fire going for too long.

دستور زبان

Used in conditional sentences to express a possible scenario.

توضیح

این جمله نتایج نگه‌داشتن آتش برای مدت طولانی را نشان می‌دهد.

دستور زبان

در جملات شرطی برای بیان سناریوهای ممکن استفاده می‌شود.

جستجوی واژه