1Daily Usage · easy
We need to fire the old equipment to make room for new machines.
ما باید تجهیزات قدیمی را آتش بزنیم تا جای جدیدی برای دستگاههای نوین باز کنیم.
توضیح
In this context, 'fire' means to set something on fire or to destroy it by burning.
دستور زبان
Used as a transitive verb, requiring a direct object.
توضیح
در اینجا، 'آتش زدن' به معنای آتش زدن یا نابود کردن چیزی با آتش است.
دستور زبان
به عنوان فعل متعدی استفاده میشود و به یک مفعول مستقیم نیاز دارد.
2Literature & Fiction · medium
The fire consumed the old mansion, leaving only ashes behind.
آتش عمارت قدیمی را درنوردید و تنها خاکسترهایی به جا گذاشت.
توضیح
Here, 'fire' is depicted as a powerful force in a dramatic setting, illustrating destruction.
دستور زبان
Can be used as a noun in literary contexts.
توضیح
در اینجا، 'آتش' به عنوان نیرویی قدرتمند در یک صحنه دراماتیک نشان داده میشود که نابودی را منعکس میکند.
دستور زبان
در زمینههای ادبی میتواند به عنوان اسم استفاده شود.
3Sentence Construction · medium
To fire up the audience, the speaker shared an inspiring story.
برای آتش زدن اشتیاق مخاطبان، سخنران یک داستان الهامبخش را به اشتراک گذاشت.
توضیح
In this case, 'fire up' means to excite or energize people.
دستور زبان
Phrasal verb usage adds depth to the meaning.
توضیح
در این مورد، 'آتش زدن' به معنای هیجانزده کردن یا انرژی بخشیدن به مردم است.
دستور زبان
استفاده از فعلهای پدیداری عمق بیشتری به معنا میبخشد.