1Daily Usage · easy
She was fired up about her new project.
او نسبت به پروژه جدیدش بسیار هیجانزده بود.
توضیح
In this context, 'fired up' means to be excited or enthusiastic.
دستور زبان
Here, 'fire' is used in a figurative sense.
توضیح
در اینجا، 'فایر آپ' به معنای هیجانزده یا مشتاق بودن است.
دستور زبان
در اینجا، 'فایر' به صورت مجازی استفاده شده است.
2Literature & Fiction · medium
The author aims to fire the imagination of his readers.
نویسنده هدف دارد تخیل خوانندگانش را تحریک کند.
توضیح
This means he wants to inspire creative thoughts in his readers.
دستور زبان
Here, 'fire' signifies inspiration.
توضیح
این به این معناست که او میخواهد فکرهای خلاق را در خوانندگانش الهام دهد.
دستور زبان
در اینجا، 'فایر' به معنای الهام است.
3Sentence Construction · medium
He tried to fire the team’s spirit before the big game.
او تلاش کرد تا روحیه تیم را قبل از بازی بزرگ افزایش دهد.
توضیح
To 'fire the spirit' means to boost motivation and enthusiasm.
دستور زبان
This shows how 'fire' can be used in a motivational context.
توضیح
به 'فایر کردن روحیه' به معنای افزایش انگیزه و هیجان است.
دستور زبان
این نشان میدهد که چگونه 'فایر' میتواند در یک زمینه انگیزشی استفاده شود.