1Daily Usage · easy
She tends to fire up when we discuss politics.
او تمایل دارد وقتی درباره سیاست صحبت میکنیم تحریک شود.
توضیح
This means she gets very passionate or angry during political discussions.
دستور زبان
Used as an intransitive verb, focusing on the subject's emotional reaction.
توضیح
این به این معنی است که او در مباحثات سیاسی بسیار پرشور یا عصبانی میشود.
دستور زبان
به عنوان یک فعل غیرانتقالی استفاده میشود که بر واکنش عاطفی فاعل تمرکز دارد.
2Literature & Fiction · medium
The protagonist began to fire with indignation at the injustice.
شخصیت اصلی با خشم نسبت به بیعدالتی تحریک شد.
توضیح
Here, 'fire' indicates a strong emotional response to unfair treatment.
دستور زبان
Often used in literary contexts to convey intense emotions.
توضیح
در اینجا، 'تحریک' نشاندهنده یک واکنش عاطفی قوی به رفتار ناعادلانه است.
دستور زبان
معمولا در متون ادبی برای بیان احساسات شدید استفاده میشود.
3Sentence Construction · medium
Whenever I hear that song, it fires me up.
هر بار که آن آهنگ را میشنوم، تحریک میشوم.
توضیح
This implies the song stirs strong feelings within the speaker.
دستور زبان
Can be followed by a prepositional phrase to indicate what causes the reaction.
توضیح
این به این معنی است که آن آهنگ احساسات قویای را در درون گوینده برمیانگیزد.
دستور زبان
میتواند با یک عبارت حرف اضافهای ادامه یابد که نشاندهندهی چیزی است که باعث واکنش میشود.