اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Fire v. i.

آتش

تعریف

To discharge artillery or firearms; as, they fired on the town.

معنی فارسی

برای تخلیه توپخانه یا سلاح گرم ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The soldiers fired at the target in the distance.

سربازان به هدفی در دوردست شلیک کردند.

توضیح

This means the soldiers used their guns to shoot at something far away.

دستور زبان

This verb is used intransitively here, meaning there is no direct object.

توضیح

این به این معنی است که سربازان از سلاح‌هایشان برای شلیک به چیزی که دور بود، استفاده کردند.

دستور زبان

این فعل در اینجا بدون مفعول مستقیم استفاده شده است.

2Literature & Fiction · medium

In the novel, the protagonist fired with anger as he confronted his enemy.

در رمان، قهرمان با خشم شلیک کرد هنگامی که با دشمنش رو به رو شد.

توضیح

This indicates that the character shot not just physically, but with strong emotions.

دستور زبان

Here, 'fired' conveys both a physical and emotional action.

توضیح

این نشان می‌دهد که شخصیت نه تنها به‌صورت فیزیکی شلیک کرد، بلکه با احساسات شدید شلیک کرد.

دستور زبان

در اینجا، 'شلیک کرد' هم عمل فیزیکی و هم عمل احساسی را بیان می‌کند.

3Sentence Construction · advanced

They fired before the enemy could react.

آنها قبل از اینکه دشمن بتواند واکنش نشان دهد، شلیک کردند.

توضیح

This sentence shows the timing of the action, indicating they shot quickly.

دستور زبان

This structure involves a subordinate clause introduced by 'before'.

توضیح

این جمله زمان عمل را نشان می‌دهد و بیان می‌کند که آنها به سرعت شلیک کردند.

دستور زبان

این ساختار شامل یک جمله وابسته است که با 'قبل از' آغاز می‌شود.

جستجوی واژه