اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Fireback n.

مهتابی

تعریف

One of several species of pheasants of the genus Euplocamus, having the lower back a bright, fiery red. They inhabit Southern Asia and the East Indies.

معنی فارسی

یکی از چندین گونه قرقاول از جنس

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

We saw a beautiful fireback in the wildlife reserve.

ما در ذخیره‌گاه حیات وحش یک قرقاول زیبا دیدیم.

توضیح

The term 'fireback' refers to a specific type of pheasant known for its striking red lower back.

دستور زبان

Used as a noun to describe a specific bird species.

توضیح

اصطلاح 'قرقاول' به نوع خاصی از قرقاول اشاره دارد که به خاطر پشت قرمز درخشنده‌اش معروف است.

دستور زبان

به عنوان اسم برای توصیف یک گونه خاص از پرندگان استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The poet compared the sunset's colors to the vibrant plume of the fireback.

شاعر رنگ‌های غروب را به پرهای درخشان قرقاول تشبیه کرد.

توضیح

In literature, 'fireback' can symbolize beauty and exoticism.

دستور زبان

Often used in descriptive language to evoke imagery.

توضیح

در ادبیات، 'قرقاول' می‌تواند نماد زیبایی و عجیب بودن باشد.

دستور زبان

معمولاً در زبان توصیفی برای ایجاد تصویر ذهنی استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · advanced

If you ever visit Asia, keep an eye out for the elusive fireback.

اگر به آسیا سفر کنید، مراقب قرقاول گمشده باشید.

توضیح

This sentence illustrates how to use 'fireback' in a conditional context.

دستور زبان

Used in a conditional clause to imply a scenario.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد چگونه می‌توان 'قرقاول' را در یک زمینه شرطی استفاده کرد.

دستور زبان

در یک بند شرطی برای نشان دادن یک سناریو استفاده می‌شود.

جستجوی واژه