اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Fireball n.

شوخ

تعریف

A luminous meteor, resembling a ball of fire passing rapidly through the air, and sometimes exploding.

معنی فارسی

یک شهاب سنگ درخشان ، شبیه یک توپ آتش در حال عبور

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

I saw a fireball streak across the sky last night.

من دیشب یک شهاب سنگ درخشان را در آسمان دیدم.

توضیح

A fireball is a bright meteor that moves quickly in the sky.

دستور زبان

Used as a noun to describe a specific type of meteor.

توضیح

شهاب سنگ درخشان، شهابی است که به سرعت در آسمان حرکت می‌کند.

دستور زبان

به عنوان یک اسم برای توصیف نوع خاصی از شهاب سنگ استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

In the story, a fireball lit up the night and changed everything.

در داستان، یک شهاب سنگ درخشان شب را روشن کرد و همه چیز را تغییر داد.

توضیح

Fireballs can symbolize sudden change or powerful events in literature.

دستور زبان

Nouns like 'fireball' can create vivid images in storytelling.

توضیح

شهاب سنگ‌های درخشان می‌توانند در ادبیات نماد تغییر ناگهانی یا رویدادهای قدرتمند باشند.

دستور زبان

اسم‌هایی مانند «شهاب سنگ درخشان» می‌توانند تصاویری زنده در روایت ایجاد کنند.

3Sentence Construction · medium

After seeing the fireball, I wondered if it was a sign.

بعد از دیدن شهاب سنگ درخشان، فکر کردم آیا نشانه‌ای بود.

توضیح

This sentence shows how to use 'fireball' to reflect curiosity.

دستور زبان

The structure includes a main clause followed by a dependent clause.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از «شهاب سنگ درخشان» برای بیان کنجکاوی استفاده کرد.

دستور زبان

ساختار شامل یک جمله اصلی و یک جمله وابسته است.

جستجوی واژه