اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Firebare n.

آتش نشانی

تعریف

A beacon.

معنی فارسی

یک چراغ

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The lighthouse serves as a firebare for sailors.

فانوس دریایی به عنوان یک چراغ برای ملوانان عمل می‌کند.

توضیح

A firebare is something that guides or signals, often used in the context of navigation.

دستور زبان

Used as a noun, typically singular.

توضیح

یک چراغ چیزی است که راهنمایی یا علامتی می‌دهد، معمولاً در زمینه ناوبری استفاده می‌شود.

دستور زبان

به عنوان یک اسم استفاده می‌شود و معمولاً مفرد است.

2Literature & Fiction · medium

In her poem, the firebare symbolizes hope amidst darkness.

در شعر او، چراغ نماد امید در میان تاریکی است.

توضیح

In literature, a firebare can represent inspiration or guidance during difficult times.

دستور زبان

Can also be used metaphorically.

توضیح

در ادبیات، یک چراغ می‌تواند نماد الهام یا راهنمایی در زمان‌های دشوار باشد.

دستور زبان

می‌تواند به‌طور مجازی نیز استفاده شود.

3Sentence Construction · easy

You can find the firebare at the end of the pier.

می‌توانی چراغ را در انتهای اسکله پیدا کنی.

توضیح

This sentence shows how to use 'firebare' in a descriptive way.

دستور زبان

May require articles like 'the' or 'a'.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که چگونه می‌توان 'چراغ' را به صورت توصیفی استفاده کرد.

دستور زبان

ممکن است به حروف اضافه‌ای مانند 'یک' یا 'این' نیاز داشته باشد.

جستجوی واژه