اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Firebrand n.

قلمرو آتش نشانی

تعریف

A piece of burning wood.

معنی فارسی

یک تکه چوب سوزان.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

He tossed the firebrand into the campfire.

او چوب سوزانی را به آتش اردوگاه انداخت.

توضیح

In this context, 'firebrand' refers to a piece of wood that is burning, often used to start or keep a fire.

دستور زبان

'Firebrand' is a noun.

توضیح

'چوب سوزان' در این زمینه به تکه چوبی اشاره دارد که در حال سوختن است و معمولاً برای شروع یا ادامه آتش استفاده می‌شود.

دستور زبان

'چوب سوزان' یک اسم است.

2Literature & Fiction · medium

The protagonist held a firebrand as he ventured into the dark woods.

شخصیت اصلی چوب سوزانی را در دست داشت که به جنگل تاریک رفت.

توضیح

Here, 'firebrand' symbolizes light and hope in a dark, uncertain environment.

دستور زبان

'Firebrand' can also carry metaphorical meanings in literature.

توضیح

در اینجا، 'چوب سوزان' نماد نور و امید در یک محیط تاریک و نامشخص است.

دستور زبان

'چوب سوزان' می‌تواند در ادبیات معانی استعاری نیز داشته باشد.

3Sentence Construction · advanced

A firebrand flickered in the night, illuminating our path.

یک چوب سوزان در شب می‌درخشید و مسیر ما را روشن می‌کرد.

توضیح

This sentence shows how a 'firebrand' can provide both light and direction.

دستور زبان

Use 'firebrand' to add vivid imagery in your sentences.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که چگونه یک 'چوب سوزان' می‌تواند هم نور و هم جهت را فراهم کند.

دستور زبان

'چوب سوزان' را برای افزودن تصویرسازی زنده به جملات خود استفاده کنید.

جستجوی واژه