اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Firebrand n.

قلمرو آتش نشانی

تعریف

One who inflames factions, or causes contention and mischief; an incendiary.

معنی فارسی

کسی که جناح ها را سوق می دهد ، یا باعث مشاجره می شود و

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

He was a firebrand in the debate, stirring up strong opinions.

او در بحث، آتش‌زن بود و نظرات قوی را برمی‌انگیخت.

توضیح

In this context, 'firebrand' refers to someone who causes strong reactions during discussions.

دستور زبان

Used as a noun to describe a person.

توضیح

در این زمینه، 'آتش‌زن' به کسی اشاره دارد که در طول بحث‌ها واکنش‌های قوی ایجاد می‌کند.

دستور زبان

به عنوان اسم برای توصیف یک فرد استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The protagonist was a firebrand, never afraid to challenge authority.

شخصیت اصلی آتش‌زن بود و هرگز از چالش با مقامات هراس نداشت.

توضیح

Here, 'firebrand' emphasizes the character's rebellious nature.

دستور زبان

Typical of character descriptions in literary contexts.

توضیح

در اینجا، 'آتش‌زن' به طبیعت یاغی شخصیت اشاره دارد.

دستور زبان

مشهور به توصیف شخصیت‌ها در متن‌های ادبی.

3Sentence Construction · advanced

To prevent conflict, it's best to avoid firebrands in discussions.

برای جلوگیری از درگیری، بهتر است در بحث‌ها از آتش‌زن‌ها دوری کنید.

توضیح

This sentence suggests to stay clear of people who provoke arguments.

دستور زبان

Used in a cautionary context.

توضیح

این جمله پیشنهاد می‌کند که از افرادی که باعث تحریک بحث‌ها می‌شوند، دوری کنید.

دستور زبان

در یک زمینه هشداردهنده استفاده می‌شود.

جستجوی واژه