1Daily Usage · easy
I placed the firewood carefully on the firedog.
چوبهای آتش را با احتیاط روی پشتیبانی شومینه گذاشتم.
توضیح
A firedog helps keep wood in place while burning, making it easier to maintain a fire.
دستور زبان
Noun: 'firedog' is singular; 'firedogs' is the plural form.
توضیح
پشتیبان شومینه به نگهداشتن چوب کمک میکند و کار آتشسوزی را آسانتر میکند.
دستور زبان
اسم: 'پشتیبانی شومینه' مفرد است؛ 'پشتیبانیهای شومینه' فرم جمع آن است.
2Literature & Fiction · medium
In the cozy cabin, the firedog glowed in the firelight.
در کابین دنج، پشتیبانی شومینه در نور آتش درخشان بود.
توضیح
This sentence illustrates a firedog's role in a warm, inviting environment.
دستور زبان
Noun: used in descriptive writing to evoke imagery.
توضیح
این جمله نقش پشتیبانی شومینه را در یک محیط گرم و دلپذیر نشان میدهد.
دستور زبان
اسم: در نوشتار توصیفی برای ایجاد تصاویر به کار میرود.
3Sentence Construction · medium
The firedog was rusty, showing years of use.
پشتیبانی شومینه زنگ زده بود و سالها استفاده را نشان میداد.
توضیح
This structure showcases the firedog's condition over time.
دستور زبان
Adjective placement: 'rusty' describes the noun 'firedog'.
توضیح
این ساختار وضعیت پشتیبانی شومینه را در طول زمان نمایش میدهد.
دستور زبان
قرارگیری صفت: 'زنگ زده' اسم 'پشتیبانی شومینه' را توصیف میکند.