اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Firedrake n.

ترفند

تعریف

A fiery dragon.

معنی فارسی

یک اژدها آتشین.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The children watched a movie about a firedrake.

کودکان فیلمی دربارهٔ یک اژدها آتشین تماشا کردند.

توضیح

In this sentence, 'firedrake' refers to a dragon that breathes fire, often found in fantasy stories.

دستور زبان

Noun; used to describe a specific type of dragon.

توضیح

در این جمله، 'اژدها آتشین' به موجودی اشاره دارد که آتش می‌سوزاند و معمولاً در داستان‌های فانتزی وجود دارد.

دستور زبان

اسم؛ برای توصیف نوع خاصی از اژدها استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The old book had tales of fierce firedrakes guarding treasures.

کتاب قدیمی داستان‌های اژدهایان آتشینی را داشت که از گنج‌ها守داری می‌کردند.

توضیح

Here, 'firedrakes' are depicted as powerful creatures in stories, adding excitement to the narrative.

دستور زبان

Noun; often appears in fantasy literature.

توضیح

اینجا، 'اژدهایان آتشین' به عنوان موجودات قدرتمند در داستان‌ها به تصویر کشیده شده‌اند که به جذابیت روایت اضافه می‌کنند.

دستور زبان

اسم؛ معمولاً در ادبیات فانتزی ظاهر می‌شود.

3Sentence Construction · advanced

If I were a firedrake, I would soar above the mountains.

اگر من یک اژدها آتشین بودم، بر فراز کوه‌ها پرواز می‌کردم.

توضیح

This sentence uses a conditional structure to imagine being a firedrake, expressing creativity.

دستور زبان

Noun; used in hypothetical situations.

توضیح

این جمله از ساختار شرطی استفاده می‌کند تا خیال بودن یک اژدها آتشین را بیان کند و خلاقیت را نشان دهد.

دستور زبان

اسم؛ در موقعیت‌های فرضی استفاده می‌شود.

جستجوی واژه