اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Fire-fanged a.

با آتش سوزی

تعریف

Injured as by fire; burned; -- said of manure which has lost its goodness and acquired an ashy hue in consequence of heat generated by decomposition.

معنی فارسی

در اثر آتش سوزی زخمی شد.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

After the fire, the manure became fire-fanged and unusable.

پس از آتش‌سوزی، کود به حالت آتش‌زده درآمد و غیرقابل استفاده شد.

توضیح

This sentence shows how manure can get damaged by fire, making it less effective for plants.

دستور زبان

Adjective used to describe a condition caused by fire.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که چگونه کود می‌تواند به وسیله آتش آسیب ببیند و کارایی خود را برای گیاهان از دست بدهد.

دستور زبان

صفتی که برای توصیف حالتی که به‌وسیله آتش ایجاد شده است، به‌کار می‌رود.

2Literature & Fiction · medium

The fields were left fire-fanged, a testament to the wild fire's wrath.

زمین‌ها آتش‌زده به جا ماندند، گواهی بر خشم آتش‌سوزی وحشی.

توضیح

Here, fire-fanged describes the damage done to the fields, illustrating the aftermath of a fire in a poetic way.

دستور زبان

Descriptive adjective used in a literary context.

توضیح

در اینجا، آتش‌زده توصیف می‌کند که چه آسیبی به زمین‌ها وارد شده است و عواقب آتش‌سوزی را به شکل شاعرانه‌ای به تصویر می‌کشد.

دستور زبان

صفت توصیفی که در زمینه ادبی به‌کار می‌رود.

3Sentence Construction · medium

Because of the heat, the compost turned fire-fanged and needed to be replaced.

به خاطر گرما، کمپوست آتش‌زده شد و نیاز به تعویض داشت.

توضیح

This demonstrates how heat can alter the state of compost, emphasizing the need for proper maintenance.

دستور زبان

Used to describe a change in condition.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که چگونه گرما می‌تواند حالت کمپوست را تغییر دهد و بر اهمیت نگهداری صحیح تأکید می‌کند.

دستور زبان

برای توصیف تغییر در وضعیت به‌کار می‌رود.

جستجوی واژه