اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Fireman n.

آتش نشانی

تعریف

A man who tends the fires, as of a steam engine; a stocker.

معنی فارسی

مردی که باعث آتش سوزی می شود ، مانند موتور بخار ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The fireman bravely entered the burning building.

آتش‌نشان با شجاعت وارد ساختمان در حال سوختن شد.

توضیح

This sentence shows how a fireman acts in an emergency situation.

دستور زبان

The word 'fireman' is a compound noun.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که آتش‌نشان چگونه در شرایط اضطراری عمل می‌کند.

دستور زبان

کلمه 'آتش‌نشان' یک اسم مرکب است.

2Literature & Fiction · medium

In the novel, the fireman represents courage and selflessness.

در رمان، آتش‌نشان نماد شجاعت و فداکاری است.

توضیح

Here, the fireman symbolizes important qualities in a character.

دستور زبان

The word 'represents' is used to show symbolism.

توضیح

در اینجا، آتش‌نشان نماد ویژگی‌های مهمی در یک شخصیت است.

دستور زبان

کلمه 'نماد' برای نشان دادن نمادگرایی استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · advanced

Many firemen work night shifts to keep the community safe.

بسیاری از آتش‌نشان‌ها شیفت شب کار می‌کنند تا جامعه را ایمن نگه دارند.

توضیح

This shows how to use 'fireman' in a sentence about their duties.

دستور زبان

The phrase 'work night shifts' indicates a specific job schedule.

توضیح

این جمله نحوه استفاده از 'آتش‌نشان' را در جمله‌ای درباره وظایف آنها نشان می‌دهد.

دستور زبان

عبارت 'شیفت شب کار کردن' به یک برنامه خاص شغلی اشاره دارد.

جستجوی واژه