اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Fireproof a.

محفوظ

تعریف

Proof against fire; incombustible.

معنی فارسی

اثبات علیه آتش ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

We need fireproof materials for the kitchen.

ما به مواد ضد آتش برای آشپزخانه نیاز داریم.

توضیح

Fireproof materials can resist flames and heat.

دستور زبان

Adjective used to describe a quality of a material.

توضیح

مواد ضد آتش می‌توانند در برابر شعله و گرما مقاومت کنند.

دستور زبان

صفتی است که برای توصیف ویژگی یک ماده استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

In the story, the hero wore a fireproof suit while battling the dragon.

در داستان، قهرمان در حالی که با اژدها مبارزه می‌کرد، یک لباس ضد آتش پوشیده بود.

توضیح

The fireproof suit protects the hero from fire when facing danger.

دستور زبان

Describes a protective quality in a fictional context.

توضیح

لباس ضد آتش قهرمان را از آتش هنگام مواجهه با خطر محافظت می‌کند.

دستور زبان

کیفیت حفاظتی در یک متن داستانی را توصیف می‌کند.

3Sentence Construction · medium

Is this paint fireproof enough for the new project?

آیا این رنگ برای پروژه جدید کافی ضد آتش است؟

توضیح

This sentence asks about the fire-resistant quality of a specific paint.

دستور زبان

Used to inquire about the level of safety regarding fire.

توضیح

این جمله درباره ویژگی مقاومتی آتش رنگ خاصی سؤال می‌کند.

دستور زبان

برای سؤال درباره سطح ایمنی در برابر آتش استفاده می‌شود.

جستجوی واژه