1Daily Usage · easy
The firer was caught before he could escape.
آتش زن قبل از اینکه بتواند فرار کند، دستگیر شد.
توضیح
This sentence shows someone who started a fire and was then arrested.
دستور زبان
Noun form, refers to a person.
توضیح
این جمله نشان میدهد که کسی که آتش روشن کرده، سپس دستگیر شده است.
دستور زبان
نوع اسم، به شخص اشاره دارد.
2Literature & Fiction · medium
In the story, the firer unleashed chaos in the quiet village.
در داستان، آتش زن هرج و مرج را در روستای آرام به راه انداخت.
توضیح
Here, 'firer' depicts a character who causes destruction in a peaceful setting.
دستور زبان
Noun describing a role in narratives.
توضیح
در اینجا، 'آتش زن' شخصیتی است که در یک محیط آرام تخریب ایجاد میکند.
دستور زبان
اسم که نقش را در داستانها توصیف میکند.
3Sentence Construction · easy
The firer must be held accountable for the damages caused.
آتش زن باید بابت خسارتهای وارد شده پاسخگو باشد.
توضیح
This sentence emphasizes the responsibility of someone who starts a fire.
دستور زبان
Used as a subject in a sentence.
توضیح
این جمله بر مسئولیت فردی که آتش را شروع میکند تأکید میکند.
دستور زبان
به عنوان فاعل در جمله استفاده میشود.