اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Firewood n.

هیزم

تعریف

Wood for fuel.

معنی فارسی

چوب برای سوخت.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

We need to buy more firewood for the winter.

ما باید برای زمستان چوب بیشتری برای سوخت بخریم.

توضیح

Firewood is the wood that is used for burning in a fireplace or stove.

دستور زبان

The word 'firewood' is uncountable and is used as a singular noun.

توضیح

چوب برای سوخت به چوبی گفته می‌شود که برای سوزاندن در شومینه یا اجاق استفاده می‌شود.

دستور زبان

کلمه 'چوب برای سوخت' قابل شمارش نیست و به عنوان اسم مفرد استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The old cabin was filled with the smell of burning firewood.

کلبه قدیمی پر از بوی چوب سوخته بود.

توضیح

In literature, firewood often symbolizes warmth or survival during harsh conditions.

دستور زبان

Can be modified by adjectives, like 'dry' or 'wet' firewood.

توضیح

در ادبیات، چوب برای سوخت معمولاً نماد گرما یا بقا در شرایط سخت است.

دستور زبان

می‌توان با صفت‌هایی مانند 'خشک' یا 'مرطوب' توصیف شود.

3Sentence Construction · medium

She stacked the firewood neatly beside the fireplace.

او چوب‌های سوخت را مرتب کنار شومینه گذاشت.

توضیح

In constructing sentences, 'firewood' can be the subject, object, or part of a prepositional phrase.

دستور زبان

It often appears with prepositions like 'for' and 'of'.

توضیح

در ساخت جملات، 'چوب برای سوخت' می‌تواند فاعل، مفعول یا بخشی از یک عبارت حرف اضافه باشد.

دستور زبان

معمولاً با حرف‌های اضافه‌ای مانند 'برای' و 'از' ظاهر می‌شود.

جستجوی واژه