اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Float v. i.

شناور

تعریف

Anything used to buoy up whatever is liable to sink; an inflated bag or pillow used by persons learning to swim; a life preserver.

معنی فارسی

هر چیزی که برای غرق شدن در هر آنچه که در معرض غرق شدن باشد استفاده می شود.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

I will float in the pool this afternoon.

من امروز بعدازظهر در استخر شناور خواهم شد.

توضیح

To float means to stay on the surface of a liquid without sinking.

دستور زبان

Float is an intransitive verb, meaning it does not take an object.

توضیح

شناور به معنای باقی ماندن در سطح مایع بدون غرق شدن است.

دستور زبان

شناور یک فعل غیرانتقامی است، به این معنی که شیئ خاصی را نمی‌طلبد.

2Literature & Fiction · medium

The boat seemed to float gracefully on the still water.

قایق به نظر می‌رسید که بر روی آب ساکن با زیبایی شناور است.

توضیح

In literature, float can describe something that moves smoothly on the surface, often evoking a sense of peace.

دستور زبان

As an intransitive verb, it does not require a direct object.

توضیح

در ادبیات، شناور می‌تواند توصیف کند چیزی که به آرامی بر روی سطح حرکت می‌کند و اغلب احساس آرامش را برمی‌انگیزد.

دستور زبان

به عنوان یک فعل غیرانتقامی، به شیئ مستقیم نیاز ندارد.

3Sentence Construction · medium

Can you float this idea at the meeting tomorrow?

آیا می‌توانی این ایده را در جلسه فردا مطرح کنی؟

توضیح

In sentence construction, 'float' can also mean to suggest or present an idea.

دستور زبان

'Float' can be used in both a literal and a metaphorical sense.

توضیح

در ساخت جمله، 'شناور' همچنین می‌تواند به معنای پیشنهاد یا ارائه یک ایده باشد.

دستور زبان

'شناور' می‌تواند هم در معنای واقعی و هم در معنای مجازی استفاده شود.

جستجوی واژه