اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Float v. i.

شناور

تعریف

A contrivance for affording a copious stream of water to the heated surface of an object of large bulk, as an anvil or die.

معنی فارسی

یک تناقض برای تأمین یک جریان آب فراوان به

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The children love to float their boats on the pond.

کودکان دوست دارند قایق‌هایشان را روی دریاچه شناور کنند.

توضیح

In this sentence, 'float' means to remain on the surface of the water.

دستور زبان

'Float' is an intransitive verb, meaning it does not take a direct object.

توضیح

در این جمله، 'شناور' به معنی باقی ماندن در سطح آب است.

دستور زبان

'Float' یک فعل غیرانتقالی است، به این معنی که مفعول مستقیم نمی‌گیرد.

2Literature & Fiction · medium

In her poem, the leaves seemed to float like whispers in the wind.

در شعر او، برگ‌ها مانند نجواهایی در باد به نظر می‌رسیدند که شناور هستند.

توضیح

Here, 'float' is used to create an image of leaves moving gently in the air.

دستور زبان

In literature, 'float' can evoke imagery and emotions.

توضیح

در اینجا، 'شناور' برای ایجاد تصویری از حرکت ملایم برگ‌ها در هوا استفاده شده است.

دستور زبان

در ادبیات، 'شناور' می‌تواند تصاویر و احساسات را برانگیزد.

3Sentence Construction · advanced

When heated, the metal will float on the surface of the liquid.

هنگام گرم شدن، فلز روی سطح مایع خواهد شناور شد.

توضیح

'Float' in this context indicates that the metal remains on top of the liquid.

دستور زبان

The structure shows how the subject interacts with the action.

توضیح

در این زمینه، 'شناور' نشان می‌دهد که فلز روی سطح مایع باقی می‌ماند.

دستور زبان

این ساختار نشان می‌دهد که موضوع چگونه با عمل ارتباط دارد.

جستجوی واژه