اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Float v. i.

شناور

تعریف

A polishing block used in marble working; a runner.

معنی فارسی

یک بلوک صیقلی که در کار مرمر استفاده می شود.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

He watched the leaf float down the stream.

او ورق را که در جریان آب شناور بود تماشا کرد.

توضیح

In this sentence, 'float' means to stay on the surface of the water without sinking.

دستور زبان

This verb can also describe objects that remain suspended in a fluid.

توضیح

در این جمله، 'float' به معنی شناور ماندن بر روی سطح آب بدون غرق شدن است.

دستور زبان

این فعل همچنین می‌تواند به اشیایی اشاره کند که در یک مایع معلق باقی می‌مانند.

2Literature & Fiction · medium

The dreams seemed to float like clouds in her mind.

رویاها در ذهن او مانند ابرها شناور بودند.

توضیح

Here, 'float' describes the lightness and ease of the dreams in her thoughts.

دستور زبان

This usage often has a poetic connotation.

توضیح

در اینجا، 'float' سبکی و راحتی رویاها را در افکار او توصیف می‌کند.

دستور زبان

این کاربرد معمولاً بار معنایی شاعرانه‌ای دارد.

3Sentence Construction · medium

If you leave the balloon outside, it will float away.

اگر بادکنک را بیرون بگذاری، شناور خواهد شد و می‌رود.

توضیح

In this sentence, 'float' indicates that the balloon will rise and move away in the air.

دستور زبان

This construction shows a conditional situation using 'if'.

توضیح

در این جمله، 'float' نشان می‌دهد که بادکنک بالا می‌رود و در هوا می‌رود.

دستور زبان

این ساختار یک موقعیت شرطی را با استفاده از 'اگر' نشان می‌دهد.

جستجوی واژه