اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Float v. i.

شناور

تعریف

The sea; a wave. See Flote, n.

معنی فارسی

دریا ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The boat will float on the water.

قایق روی آب شناور خواهد شد.

توضیح

To float means to stay on the surface of a liquid without sinking.

دستور زبان

Used as an intransitive verb; does not take a direct object.

توضیح

شناور شدن به معنای ماندن روی سطح یک مایع بدون غرق شدن است.

دستور زبان

به عنوان فعل غیر گذشته استفاده می‌شود؛ شی مستقیم نمی‌گیرد.

2Literature & Fiction · medium

In the story, the leaves float gently on the river.

در داستان، برگ‌ها به آرامی روی رودخانه شناور می‌شوند.

توضیح

In literature, floating can symbolize peace or freedom.

دستور زبان

Often used in descriptive contexts to enhance imagery.

توضیح

در ادبیات، شناور شدن می‌تواند نماد صلح یا آزادی باشد.

دستور زبان

اغلب در زمینه‌های توصیفی برای تقویت تصویر استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · medium

If the balloon does not float, it might be deflated.

اگر بادکنک شناور نشود، ممکن است گاز آن خالی شده باشد.

توضیح

This sentence shows a condition affecting the action of floating.

دستور زبان

Can be part of conditional sentences using 'if'.

توضیح

این جمله شرطی را نشان می‌دهد که بر عمل شناور شدن تأثیر می‌گذارد.

دستور زبان

می‌تواند بخشی از جملات شرطی با استفاده از 'اگر' باشد.

جستجوی واژه