اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Float v. t.

شناور

تعریف

To cause to float; to cause to rest or move on the surface of a fluid; as, the tide floated the ship into the harbor.

معنی فارسی

برای شناور شدن

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

I will float the paper boat on the river.

من قایق کاغذی را روی رودخانه شناور می‌کنم.

توضیح

In this sentence, 'float' refers to the action of making the paper boat rest on the water.

دستور زبان

The verb 'float' can be used transitively, meaning it needs an object.

توضیح

در این جمله، 'شناور کردن' به عمل قرار دادن قایق کاغذی روی آب اشاره دارد.

دستور زبان

فعال 'شناور کردن' می‌تواند به صورت متعدی استفاده شود که به معنای نیاز به یک مفعول است.

2Literature & Fiction · medium

The boat floated gracefully across the lake under the moonlight.

قایق به طرز دلنشینی زیر نور ماه دریاچه را طی کرد.

توضیح

Here, 'floated' describes the gentle movement of the boat on the water.

دستور زبان

In the past tense, 'float' changes to 'floated'.

توضیح

در اینجا، 'شناور' حرکت ملایم قایق روی آب را توصیف می‌کند.

دستور زبان

در زمان گذشته، 'شناور' به 'شناور شد' تغییر می‌کند.

3Sentence Construction · advanced

To float the stones, we covered them with balloons.

برای شناور کردن سنگ‌ها، آن‌ها را با بالن‌ها پوشاندیم.

توضیح

This sentence shows how to use 'float' in a construction that involves causing something to rise.

دستور زبان

In this structure, 'to float' is used as an infinitive.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که چگونه 'شناور کردن' را در ساختاری که شامل بالا بردن چیزی است، استفاده کنیم.

دستور زبان

در این ساختار، 'شناور کردن' به عنوان مصدر استفاده می‌شود.

جستجوی واژه