اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Float v. t.

شناور

تعریف

To pass over and level the surface of with a float while the plastering is kept wet.

معنی فارسی

برای عبور و سطح سطح با شناور در حالی که

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

He needs to float the plaster to make it smooth.

او باید گچ را شناور کند تا صاف شود.

توضیح

In this context, 'float' means to level the surface of the plaster for a smooth finish.

دستور زبان

It's a transitive verb; it requires an object.

توضیح

در این زمینه، 'شناور کردن' به معنی هموار کردن سطح گچ برای اتمام صاف است.

دستور زبان

این یک فعل متعدی است؛ به یک مفعول نیاز دارد.

2Literature & Fiction · medium

The artist decided to float the colors on the canvas.

هنرمند تصمیم گرفت رنگ‌ها را روی بوم شناور کند.

توضیح

Here, 'float' indicates the technique of applying colors cautiously to create a blend.

دستور زبان

Used in the context of artistic techniques.

توضیح

در اینجا، 'شناور کردن' به تکنیک احتیاطی در اعمال رنگ‌ها برای ایجاد ترکیب اشاره دارد.

دستور زبان

در زمینه تکنیک‌های هنری استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · medium

To create a fine finish, you must float the mixture carefully.

برای ایجاد یک پایان خوب، باید مخلوط را با دقت شناور کنید.

توضیح

This sentence illustrates the use of 'float' in a construction instruction.

دستور زبان

Focus on how 'float' can guide a technical process.

توضیح

این جمله استفاده از 'شناور کردن' را در یک دستور ساخت نشان می‌دهد.

دستور زبان

به چگونگی راهنمایی 'شناور کردن' در یک فرآیند فنی توجه کنید.

جستجوی واژه