اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Floatable a.

شناور

تعریف

That may be floated.

معنی فارسی

که ممکن است شناور شود.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The boat is floatable, so we can use it on the river.

این قایق شناور است، بنابراین می‌توانیم آن را در رودخانه استفاده کنیم.

توضیح

In everyday language, 'floatable' refers to objects that can stay on the surface of water.

دستور زبان

Adjective form of the verb 'float'.

توضیح

در زبان Everyday، 'شناور' به اشیائی اشاره دارد که می‌توانند روی سطح آب باقی بمانند.

دستور زبان

صفتی از فعل 'شناور شدن' است.

2Literature & Fiction · medium

The poet described a floatable dream that lingered above the lake.

شاعر یک خواب شناور را توصیف کرد که بر روی دریاچه باقی مانده بود.

توضیح

In literary contexts, 'floatable' can be used metaphorically to describe things that are elusive or transient.

دستور زبان

Often used to create vivid imagery in writing.

توضیح

در زمینه‌های ادبی، 'شناور' می‌تواند به‌طور مجازی به چیزهایی اشاره کند که فرار یا گذرا هستند.

دستور زبان

معمولاً برای خلق تصاویر زنده در نوشتن استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · medium

Make a floatable raft with these materials.

با این مواد یک تکه شناور بسازید.

توضیح

Here, 'floatable' describes the type of raft that can stay on water.

دستور زبان

'Floatable' can be used before nouns to specify that they can float.

توضیح

در اینجا، 'شناور' نوعی تکه را توصیف می‌کند که می‌تواند روی آب باقی بماند.

دستور زبان

'شناور' می‌تواند قبل از اسم‌ها استفاده شود تا مشخص کند که آنها می‌توانند شناور شوند.

جستجوی واژه