1Daily Usage · easy
The floatage of the debris caused a problem for the boaters.
شناوری زبالهها باعث مشکل برای قایقرانان شد.
توضیح
Floatage refers to items that float on water, often making navigation difficult.
دستور زبان
Floatage is a noun used to describe a state of floating.
توضیح
شناوری به اشیایی اشاره دارد که روی آب شناورند و معمولاً ناوبری را دشوار میکنند.
دستور زبان
شناوری یک اسم است که برای توصیف حالت شناور بودن به کار میرود.
2Literature & Fiction · medium
In the story, the floatage near the shore symbolizes lost hope.
در داستان، شناوری نزدیک ساحل نمادی از امید گمشده است.
توضیح
Here, floatage is used metaphorically, representing feelings or themes in literature.
دستور زبان
Floatage can also be used in abstract contexts.
توضیح
در اینجا، شناوری بهطور استعاری برای نمایاندن احساسات یا مضامین در ادبیات به کار رفته است.
دستور زبان
شناوری میتواند در زمینههای انتزاعی نیز به کار رود.
3Sentence Construction · medium
He carefully measured the floatage of the raft before setting off.
او قبل از حرکت، شناوری قایق را با احتیاط اندازهگیری کرد.
توضیح
This sentence shows how floatage can be an important consideration in practical scenarios.
دستور زبان
When using floatage in sentences, it often relates to physical objects.
توضیح
این جمله نشان میدهد که شناوری میتواند در سناریوهای عملی اهمیت داشته باشد.
دستور زبان
وقتی شناوری را در جملات به کار میبرید، معمولاً به اشیای فیزیکی مربوط میشود.